اولین کنفرانس کشوری مجازی ریاضی 1

پوستر همایش کشوری مجازی زیاضی 1

نظر به اهمیت و ضرورت بررسی کتاب جدیدالتالیف ریاضی یک گروه ریاضی کارشناسی تکنولوژی آموزش متوسطه سازمان آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی با همکاری دبیرخانه معین ریاضی مستقر در شهرستان مهاباد اقدام به برگزاری همایش کشوری ریاضی 1 به صورت مجازی می نماید. لذا از علاقمندان درخواست می نماید که در صورت تمایل مقالات خود را در راستای محورهای همایش به پست الکترونیکی همایش به آدرس info@mathmah.com  ارسال نمایید. پس از داوری  از نویسندگان مقالات برگزیده تجلیل خواهد شد و مجموعه آثار برتر به صورت CD شابک دار منتشر و به سازمان های آموزش و پرورش سراسر کشور، دفتر نظری و پیش دانشگاهی وزارت ،  گروه ریاضی دفتر تالیف، دبیرخانه راهبری ریاضی و همچنین سایر مراکز آموزشی کشور ارسال خواهد شد.

لازم به ذکر است که اطلاع رسانی همایش از طریق پوستر و سایت همایش به نشانی www.mathmah.com   صورت خواهد گرفت. پوستر همایش تا آخر فروردین ماه 1388 به سازمان های آموزش و پرورش سراسر کشور ارسال خواهد شد و سایت همایش به صورت آزمایشی فعال شده است و از هفته آینده فعالیت رسمی خود را آغاز می نماید (نامه فعلی جهت تسریع در روند اطلاع رسانی صورت گرفته است).

 با احترام سلیمان آوری سرگروه ریاضی آموزش متوسطه شهرستان مهاباد

تلفن همراه 09141661738

پست الکترونیکی ssej_ak@yahoo.com
محورهای همایش :

·        ارتباط افقی مطالب با محتوای دیگر کتاب های درسی سال اول دبیرستان.

·        ارتباط عمودی محتوای کتاب ریاضی 1 با ریاضی دیگر پایه ها.

·        بررسی کیفیت گرافیکی تصاویر و هماهنگی آن ها با محتوای کتاب.

·        شیوه های نوین ارزشیابی محتوای درسی کتاب.

·        ارائه ی خلاقیت ها و ابتکارهایی برای آموزش اثربخش تر.

·        ارائه ی طرح دست سازه های کمک آموزشی برای کیفیت بخشی آموزش.

·        پیشنهادهایی برای طرح بهتر برخی از مفاهیم کتاب درسی.

·        بروز و کاربردی بودن محتوای مطالب کتاب درسی.

·        انعطاف پذیری و تغییر نگرش دبیران متناسب با تغییر محتوای کتاب.

تقویم همایش :

·        ارسال مقالات از طریق پست الکترونیک حداکثر تا پایان اردیبهشت 1388

·        اعلام نتایج داوری و تجلیل از نویسندگان مقالات برگزیده حداکثر تا 20 خرداد ماه 1388

·        ارسال CD شابک دار همایش به سازمان های آموزش و پرورش سراسر کشور، دفتر تالیف ، دفتر نظری و پیش دانشگاهی و دبیرخانه راهبری ریاضی حداکثر تا پایان خرداد ماه 1388

 

راهنمای فصل هفتم ریاضی یک

راهنمای فصل هفتم ریاضی یک از اینجا می توانید دانلود نمایید.

10 دستورالعمل پولیا برای دبیران ریاضی

ده دستورالعمل پوليا براي معلمان رياضي

1. به موضوع درس خود ،علاقه مند باشيد .

2. بر ماده درسي خود، مسلط باشيد .

3. بدانيد، از چه راهي مي توانيد آنچه را در نظر داريد، ياد بدهيد؟ بهترين روش ياد دادن را خودتان پيدا کنيد .

4. به چهره شاگردان خود نگاه کنيد، تا متوجه انتظارهاي آنها بشويد . دشواري هاي آنها را کشف کنيد؛ توانايي اين را داشته باشيد که بتوانيد خودتان را به جاي آنان بگذاريد .

5. به آگاهي هاي خشک و عريان قناعت نکنيد. بکوشيد مهارت را که لازمه عقل و انديشه است و عادت به کار منظم را، در دانش آموزان تقويت کنيد و تکامل بخشيد.

6. بکوشيد تا حدس زدن و پيش بيني کردن را، به آنان بياموزيد.

7. سعي کنيد، اثبات کردن را به دانش آموزان ياد بدهيد.

8. در مسأله اي که طرح شده است ، چيزي را جستجو کنيد که، براي حل مسأله هاي ديگر مفيد است . از موقعيتي که مسأله مشخص مفروض دارد ،روش کلي را کشف کنيد .

9. راز خود را ،بلافاصله فاش نکنيد . اجازه بدهيد دانش آموزان تا آنجا که مي توانند تلاش خود را براي حل يا حدس راه حل ، به کار برند؛ به دانش آموزان امکان بدهيد ،هر چه بيشتر خودشان کشف کنند .

10. با اشاره هاي خود ، دانش آموزان را راهنمايي کنيد، ولي عقيده خود را ، به زور به آنها تحميل نکنيد .

حالا اين ده «قانون» را پشت سر هم، و با توجه خاص به معلم رياضيات، مورد بررسي قرار مي دهيم

1. تنها يک شيوه واقعي و انکار ناپذير ،در آموزش ، وجود دارد : اگر معلم به درس خود علاقه مند باشد، به کلاس هم علاقه مند مي شود .

همين يادآوري بايد براي روشن شدن نخستين و مهم ترين دستورالعمل، کافي باشد : به موضوع درس خود علاقه مند باشيد .

2. اگر به موضوع درس ، علاقه اي نداريد معلمي را کنار بگذاريد، زيرا هرگز نخواهيد توانست ،به خوبي از عهده آن برآييد . علاقه، شرطي بي تغيير و بدون جانشين است1 ؛اين شرط کاملا لازم است ولي به تنهايي کافي نيست . صادقانه ترين علاقه مندي ها و پربارترين حيله هاي تدريسي، نمي توانند به شما کمک کنند تا چيزي را که خودتان نمي دانيد يا بد مي دانيد، به ديگران ياد بدهيد .

همين اشاره بايد براي روشن شدن دستور دوم ،کافي باشد : به موضوع ماده درسي خود،مسلط باشيد .

معلم بايد هم به ماده درسي خود علاقه مند باشد و هم آن را بداند . من به اين دليل علاقه را در مقام نخست جا داده ام که ، در صورت وجود علاقه واقعي، امکان اين را خواهيد داشت که دانش لازم را به دست آوريد ،در حالي که فقدان علاقه حتي اگر دانش لازم هم ،کم و بيش وجود داشته باشد ، خيلي ساده شما را به يک معلم بد تبديل خواهد کرد .

3. چه بسا خواندن يک کتاب خوب و يا شنيدن يک سخنراني خوب درباره روند روان شناسانه يادگيري براي شما سودمند باشد ولي نه مطالعه کتاب و نه شنيدن سخنراني، به طور مجرد و به تنهايي، نمي تواند جنبه تعيين کننده و لازم اين روند را روشن کند . هيچ وسيله ديگري هم ، براي اين منظور ، کافي نيست : شما بايد بدانيد از چه راهي مي توانيد آن چه را لازم است ، ياد بدهيد ؛ شما بايد روند ياد دادن را، با تجربه شخصي خودتان ، به دست آوريد .اين تجربه ،از راه مطالعه مستقل و از راه دقت و نظارت بر کار شاگردانتان به دست مي آيد .

البته اين بد است که اصلي را بپذيريد ، بدون اينکه محرک هاي دروني تشويق کننده اي براي آن داشته باشيد، ولي بدتر از آن وقتي است که تنها در حرف به آن بها بدهيد . با وجود اين، موردي وجود دارد که به هيچ وجه نمي شود به موافقت سطحي يا بيروني با آن  رضايت داد . منظورم اصل بنيادي معلمي يعني اصل آموزش فعال است . بايد به طور جدي به اين نکته توجه داشته باشيد که اين اصل در جريان آموزش،نقشي تعيين کننده دارد . بهترين روش آموزش کدام است ؟ اين را بايد خودتان کشف کنيد .

4. حتي اگر دانش لازم را داشته باشيد، علاقه اي زنده از خود نشان دهيد و ، تا حدي روند آموزش را هم درک کرده باشيد،باز هم ممکن است معلم ضعيف باقي بمانيد . نمي خواهم اين حالت را عام بدانم، ولي آنقدرها هم نادر و استثنايي نيست . بعضي از ما دلمان مي خواهد با معلم خود به صورتي کاملا مناسب و در همه زمينه ها تماس داشته باشيم ولي تصميم نمي گيريم برخورد با کلاس خود را رو به را ه کنيم . براي اينکه ياد دادن که به صورتي انفرادي –به وسيله معلم- اداره مي شود نتيجه خوبي براي آنان که بايد ياد بگيرند- يعني دانش آموزان- به بار آورد، بايد تماس معيني بين دو طرف برقرار باشد : معلم بايد بتواند خود را در موقعيت شاگردان قرار دهد و در لحظه هاي لازم به ياري او بشتابد و زير بازوي او را بگيرد . به اين خاطر است که دستورالعمل زير داده شده است: به چهره شاگردان نگاه کنيد . سعي کنيد به انتظارهاي آناني ببريد و دشواريهاي آنان را درک کنيد . اين توانايي را داشته باشيد که خود را به جاي دانش آموزان بگذاريد .

واکنش دانش آموزان ،در برابر چيزي که به آنان مي آموزيد، به ميزان آمادگي آنها ،کشش هاي آنها و برنامه اي که براي آينده خود دارند بستگي پيدا مي کند ؛ بنايراين هميشه با خود بينديشيد و در شيوه کار خود در نظر بگيريد که : چه چيزهايي را مي دانند و چه چيزهايي را نمي دانند ؛چه چيزهايي را مي خواهند بدانند و چه چيزهايي آنان را به شوق نمي آورد ؛ چه چيزهايي را بايد بدانند و از چه چيزهايي مي توان صرف نظر کرد .

5. چهار «قانون» فوق را، مي توان اساس هنر علمي دانست. مجموعه آنها ، روي هم چيزي از نوع شرط هاي لازم و کافي را براي تعليم موفقيت آميز تشکيل مي دهند . اگر به موضوع درس خود علاقه مند باشيد و آن را به خوبي بدانيد؛ اگر علاوه بر آن ،بتوانيد خود را به جاي شاگرد قرار دهيد و متوجه شويد ،چه چيزي او را به شوق مي آورد و در کجا به دشواري بر مي خورد در اين صورت يا معلم خوبي هستيد و يا به زودي معلم خوبي خواهيد شد. شما احتمالا هنوز به مقداري تجربه نياز داريد .

به نتيجه هايي مي پردازيم که ناشي از«قانون»هاي مذکور هستند و،طبيعي است که،به طور عمده از آنهايي نام مي بريم که به موقعيت معلم رياضيات دبيرستاني مربوط مي شود .

هر دانشي از دو قسمت تشکيل مي شود: بخش آگاهي ها («دانش خالص و نظري») و بخش«مهارت ها» («توانايي در به کار گرفتن دانش نظري» ). مهارت ،هنر است؛ مهارت،يعني توانايي استفاده از آگاهي ها ، براي رسيدن به مقصود؛همچنين ،مهارت را مي توان به عنوان قدرتي که در اثر ممارست و تجربه طولاني به دست مي آيد،تعريف کرد؛به زبان کوتاه مي توان گفت که: مهارت،يعني توانايي در کار منظم .

مهارت در رياضيات، يعني توانايي حل مسأله ، قدرت اثبات و استدلال و همچنين توانايي در تجزيه و تحليل انتقادي جواب يا اثبات. مهارت ،در رياضيات ،به مراتب مهم تر است از يک دانش خالص و از آگاهي هاي خشک و عريان. به همين مناسبت، دستورالعمل زير ،براي معلمان اهميت زيادي دارد : به بعضي خصلت هاي منفرد اکتفا نکنيد ،سعي کنيد دانش آموزان خود را به سمت «مهارت» بکشانيد و به «کار منظم» عادت دهيد .

از آنجا که ، در رياضيات مهارت مهم تر از دانش است به اعتقاد من در تدريس رياضيات اين که «چگونه ياد مي دهند» خيلي مهم تر از آن است که «چه چيزي را ياد مي دهند».

6. اول حدس بزنيد ،بعد ثابت کنيد ؛کشف، معمولا به همين ترتيب انجام مي شود. شما بايد اين را بدانيد (بهتر از همه ،از تجربه خودتان) و، علاوه برآن ،بايد بدانيد که معلم رياضيات، امکان هايي عالي ،براي نشان دادن نقش حدس زدن و کشف کردن ،در اختيار دارد . بنابراين به خوبي مي تواند اين خصلت عقل انساني را ،که ارزش فوق العاده اي براي هر کار پژوهشي دارد تکامل دهد . چگونگي اخير ،به آن اندازه که لازم است ،گسترش پيدا نکرده و ، به همين دليل ،شايسته توجه خاص است. توصيه مي کنم،در اين باره مراقب شاگردان خود باشيد : سعي کنيد حدس زدن را به آنها بياموزيد .

شاگردان ضعيف و «سهل انديش» ممکن است حدس ها و پيشنهادهاي «وحشي» و عجيب و غريبي طرح کنند. چيزي که بايد به اين گونه شاگردان بياموزيم، حدس زدن «عقلاني»،«معني دار» و«در جهت درست» است .حدس زدن عقلاني، بر پايه استفاده با معني از قياس و شباهت قرار دارد و ،در حساب آخر،شامل تمام مرحله هاي«داوري نزديک به حقيقت» است، چيزي که در هر کار عملي ،نقش عمده اي به عهده دارد .

7. «رياضيات،مکتب خوبي براي داوري نزديک به حقيقت است» . اين حکم ،نتيجه گيري هاي مربوط به «قانون» قبلي را،جمع بندي مي کند؛اين حکم که ممکن است بعضي را متعجب کند،کاملا تازه است و حتي مي توانم ادعا کنم که به مؤلف تعلق دارد .

«رياضيات، مکتب خوبي، براي داوري هاي قياسي (استدلالي) است». اين حکم کسي را متحير نمي کند و چه بسا نوعي از آن به اندازه خود رياضيات سابقه داشته است . در واقع مطلب خيلي گسترده تر از اين ها است . مرزهاي رياضيات تمامي پهنه داوري هاي استدلالي را در بر مي گيرد . اين مرزها، هر دانشي را که توانسته باشد تا آن جا پيشرفت کند که ، مفهوم هاي مربوط به آن را بتوان به صورت مجرد و به شکل «منطقي-رياضي» بيان کرد،شامل مي شود. در بيرون اين مرزها ،جايي براي داوري استدلالي واقعي وجود ندارد(مثلا در زندگي روزانه خود،به ندرت با داوري «استدلالي» دقيق، مواجه مي شويم) . روشن است (و لزومي ندارد، درباره اين ديدگاه مورد قبول همه به تفصيل صحبت کنيم) که معلم رياضيات ،بايد همه شاگردان خود را(احتمالا ،به جز شاگردان پايين ترين کلاس ها) ،با داوري استدلالي آشنا کند : سعي کنيد،اثبات کردن را به آنها بياموزيد .

8. «مهارت» ،بخش مهم تر فرهنگ رياضي را تشکيل مي دهد و خيلي مهم تر و با ارزش تر است از آگاهي ساده نسبت به حقيقت ها و قضيه هاي مشخص . ولي اين «مهارت» را چگونه بايد ياد داد؟ دانش آموزان ،تنها از طريق تقليد و، به خصوص تمرين و عمل مي توانند اين توانايي را به دست آورند.

وقتي، حل مسأله اي را دنبال مي کنيد ،جنبه هاي آموزنده آن را جدا کنيد . جنبه مشخصي از راه حل را ، وقتي مي توان «آموزنده» دانست که قابل تقليد باشد ،يعني علاوه بر حل مسأله مفروض ، بتواند براي حل مسأله هاي ديگري هم به کار رود . وقتي که بر ويژگي هاي آموزنده راه حل تکيه مي کنيد، به جاي اينکه تنها به ستايش آنها بپردازيد(چيزي که مي تواند اثر معکوس داشته باشد) ،با شيوه رفتار خود ،آن را برجسته کنيد(هر معلم خوب ، بايد تا حدي يک هنرپيشه باشد). اگر ويژگي مورد نظر ،با هنرمندي نشان داده شود ، مي تواند راه حل شما را به يک راه حل نمونه و يک روش آموزنده تبديل کند ، به نحوي که دانش آموزان بتوانند ،در حل مسأله هاي ديگر،آن را سرمشق خود قرار دهند1 . و اين همان چيزي است که در دستورالعمل آمده است: در مسأله اي که طرح شده است،چيزي را جستجو کنيد که براي حل مسأله هاي ديگر مفيد باشد. از موقعيتي که مسأله مشخص مفروض دارد ، روش کلي را کشف کنيد .

9- مي خواهم شما را با حيله کوچکي آشنا کنم که، هر معلمي بايد از آن آگاه باشد . ضمن بحث درباره مسأله، از دانش آموزان بخواهيد ،راه حل مسأله يا جواب آن را حدس بزنند. دانش آموزي که حدسي به ذهنش مي رسد و جرأت مي کند آن را با صداي بلند اعلام کند، در واقع ،مسئوليتي را براي ادامه کار، به عهده مي گيرد . از اين نترسيد که، ضمن بحث خود، از راه منحرف شود؛ او راهي را دنبال مي کند که به ذهنش رسيده است

«اگر مي خواهيد همه را کسل کنيد، همه چيز را تا آخر بگوييد».

10- دانش آموز محاسبه طولاني خود را به من نشان مي دهد. با نگاهي که به سطر آخر مي اندازم، متوجه نادرست بودن محاسبه مي شوم . با وجود اين، عجله اي در مطلع کردن دانش آموز، از اين امر نمي کنم. ترجيح مي دهم تمامي محاسبه را «گام به گام» مرور کنم و سطر به سطر آن را بخوانم: «آغاز کار خوب است، نخستين نتيجه گيري شما درست است . دنباله آن هم همين طور. خوب پيش رفته اي. سطر بعد هم اشتباهي ندارد. خوب، درباره اين سطر چه فکر مي کني؟» . سرچشمه اشتباه در اين سطر است و ، اگر دانش آموز خودش آن را کشف کند ،اين شانس را خواهد داشت که چيزي ياد بگيرد . ولي اگر بلافاصله مي گفتم :«اين غلط است» ، به احتمال زياد ، دانش آموز از من مي رنجيد و، در عمل ، از شنيدن سخنان من سرباز مي زد و اگر به خودم حق بدهم ، بيش از اندازه تکرار کنم: «اين غلط است» دانش آموز از من متنفر مي شود و ، در نتيجه همه تلاش هاي بعدي در مورد او به هدر مي رود .

همکار عزيز معلم! از بيان جمله «اشتباه کرده ايد» ، پرهيز کنيد. به جاي آن بگوييد : «در کل حق با شماست ولي...» . باور کنيد که اين نه دورويي بلکه انسانيت است. ممکن است «قانون» 4 ، شما را به اين فکر انداخته باشد، ولي اين توصيه را مي توان و بايد به طريقه هاي مختلف تکرار کرد : با اشاره هاي خود دانش آموزان را راهنمايي کنيد، ولي عقيده خود را، با زور به آنها تحميل نکنيد .

دو «قانون» 9و 10 ، يک هدف را دنبال مي کنند. اينها را روشن مي کنند که، تا آنجا که شرايط موجود آموزش اجازه مي دهد، بايد به دانش آموز امکان آزادي و ابتکار داد. معلم رياضيات ،به دليل کمي وقت، غالبا وسوسه مي شود که در جهت خلاف اين «قانون» ، يعني بر خلاف اصل آموزش فعال حرکت کند . گاهي براي رسيدن به جواب چنان شتاب مي کند که دانش آموز فرصتي براي توجه و بررسي مطلب پيدا نمي کند . ممکن است ، به سرعت، مفهومي را مطرح و يا قاعده اي را تنظيم کند ، بدون اينکه بحث کافي درباره آن شده باشد و ، در نتيجه بدون اينکه دانش آموز، ضرورت اين مفهوم يا قاعده را احساس کرده باشد . گاهي ممکن است ، به اصطلاح مثل ماشين کار کند، يعني از وسيله اي و امکاني استفاده کند (مثلا ، يک خط راست کمکي در شکل هندسي رسم کند) که مسآله را،بلافاصله، به نتيجه برساند، ولي اين وسيله طوري باشد که دانش آموز، هرگز در زندگي خود ، با آن مواجه نشده باشد و آدمي چگونه مي تواند درباره چنين حيله اي که، همچون بلاي آسماني و به طور ناگهاني ، بر او نازل شده است ، بينديشد؟

خيلي از وسوسه ها ممکن است اين اصل را خراب کند . به همين مناسبت، بايد به جنبه هاي ديگري هم توجه داشته باشيد :

به دانش آموزان امکان بدهيد، پرسش هاي خود را مطرح کنند و يا خودتان پرسش هايي را مطرح کنيد که زبان حال آنها باشد . 

اين امکان را بوجود آوريد که دانش آموزان، به پرسش ها پاسخ بدهند و يا خودتان به انها پاسخ بدهيد ،منتهي به صورتي که بتواند معرف پاسخ دانش آموزان شما باشد .

در هر حالتي ، از طرح پرسش هايي که هرگز به ذهن کسي نمي رسد، و از آن جمله به ذهن خود شما، پرهيز کنيد .

دانش آموزی از کردستان

دانش آموزی از کردستان

     این دانش آموز، در یکی از روستاهای کردستان، بر اثر انفجار مین جنگی، هر دو دست و هر دو چشم خود را از دست داده است و در سن ۱۲ سالگی، به پایمردی یک معلم فداکار، خواندن و نوشتن با خط بریل را با احساس لبهایش آغاز کرده است...

 

نکاتی برای برنامه ریزی مطالعه کنکور

عربي:

اكثر داوطلبان به هيچ عنوان از اين كتاب درسي به درستي استفاده نمي كنند، چون اين درس در پيش دانشگاهي ( به جز در رشته علوم انساني ) تدريس نمي شود ، در نتيجه كتب عربي به فراموشي سپرده مي شوند و همه در نهايت به خواندن يك و يا چند كتاب كمك درسي و يا جزوه زدن تست هاي طبقه بندي قناعت مي كنند ، در حاليكه در سال هاي اخير ، خيلي به ترجمه و درك مطلب در عربي اهميت داده شده است و خيلي از تست هاي قواعد هم در صورت معني كردن درست سئوال و گزينه ها حل مي شوند.

پس لازم است و بايد كه به كل كتاب اشراف داشته باشيد ، اما چگونه ؟

1-     ابتدا بايد قواعد هر درس را از روي كتاب و جزوه مدرسه بخوانيد.

2-     تمرين هاي هر درس را بدون نگاه كردن به پاسخ ها حل كنيد و تك تك انها را در طول حل كردن معني نماييد.

3-      بعد از جا افتادن قواعد ، متن ان درس را خط به خط بخوانيدو جملات را تجزيه و تحليل و معني كنيد.

4-     سعي كنيد كه معني كلمات را در جمله ياد بگيريد تا بهتر در ذهن باقي بماند.

5-     تست هاي عربي را به صورت مخلوط بزنيد ، نه به صورت طبقه بندي شده ؛ زيرا مثلا زمانيكه شما در حال زدن تست مجرورات هستيد ، مسلما و ناخود اگاه گزينه اي را كه كسره دارد ، انتخاب مي كنيد و متوجه نمي شويد كه بالاخره ان درس را ياد گرفته ايد يا نه .

6-     در حين زدن تست ، سئوال ها و تك تك گزينه ها را معني كنيد ، حتي اگر تست ترجمه نشده باشد و فقط قواعد را در نظر داشته باشد

 

بينش اسلامي :

خوشبختانه كتاب بينش اسلامي ، بيشترين مورد استفاده را در بين داوطلبان دارد ، اما باز هم اشكالاتي در چگونگي مطالعه آن ديده مي شود ، مثلا اكثر داوطلبان به كتاب هاي قرآن 2 و 3 توجه نمي كنند ، در حاليكه بين 5 تا 6 سوال از انها مطرح مي شود.

اكثر داوطلبان ، خود كتاب بينش را هم كاملا سطحي و طوطي وار حفظ مي كنند و در نتيجه به همه اسم ها و كتاب ها و تاريخ ها توجه نمي كنند،پس همين بينش به ظاهر ساده ( البته به گفته برخي از دانش آموزان )را هم ، به خصوص با توجه به ضريب بالا داشتنش در كنكور ، بايد خيلي بهتر از اين بخوانيد و ياد بگيريد.

1-     همه درس هاي كتاب بينش را خيلي خوب بخوانيد و ياد بگيريد.

2-     سعي كنيد كه متن عربي و ترجمه فارسي تمام ايه ها را ، و اين نكته را كه اين آيه يا حديث در مورد چه موضوعي است ، خوب ياد بگيريد و به خاطر بسپاريد.

3-     تمام اسامي و نام كتاب ها و تاريخ هاي مهم ( خصوصا دروس مربوط به امامان ) را كه حتي در زير نويس آمده ، به خاطر بسپاريد.

4-     قران را خوب و بخش به بخش ، عربي و فارسي با هم ، بخوانيد و ياد بگيريد. تمام سرفصل ها و اين نكته را كه كدام سوره مربوط به كدام موضوع است را خوب به خاطر بسپاريد.

       بسيار مهم:

مساله اصلي اكثر داوطلبان در درس بينش ، فراموش كردن ان است ، نه خواندن ان.

بنابر اين براي جلوگيري از اين پديده به دستورات زير عمل كنيد:

n      زود به زود دروس خوانده شده را دوره كنيد و تست هاي آنها را حداقل يك هفته پس از اخرين دوره بزنيد.

n      بهتر است دوره فقط از روي كتاب درسي خودتان باشد ، چون وقتي شما براي اولين بار از روي كتاب درسي مطلب را حفظ كرده ايد ، دقيقا در حافظه بينايي شما شكل ، و رنگ و طرح و مطالب ان صفحه حك مي شود ، پس اگر دوره هم هميشه از روي يك منبع باشد ، مي تواند به ياد اوري توسط حافظه بينايي كمك كند.

n      از خواندن جزوات خلاصه شده و گلچين شده بينش جدا بپرهيزيد ، زيرا خط به خط اين كتاب ، و حتي زير نويس هاي ان مهم هستند و مورد سوال واقع خواهند شد.

 

زبان انگيسي :

كتاب زبان هم تقريبا محروم واقع شده است.

زيرا اكثر داوطلبان گرامر را از روي جزوه مي خوانند و معني لغات را هم از اخر هر درس و يا لغت هاي نوشته شده ، همراه با معني ( به صورت فلش كار و...) حفظ مي كننو.

در حاليكه لغات زبان ، بسيار زياد و فرارند و بايد راهكارهاي بهتري براي يادگيري انها به كار گيريم. اما چگونه ؟

1-     كتاب زبان ( مخصوصا پيش دانشگاهي ) را از ابتدا شروع به خواندن كنيد و معني لغات را از ديكشنري در اوريد، زيرا لغتي كه در جمله ياد گرفته شود و با پيدا كردتن به  حافظه سپرده شده باشد ، خيلي عميقتر و بهتر از لغتي كه خارج از جمله با معني حاضر و اماده حفظ شده است ، در ذهن باقي مي ماند.

2-     تمام بخش هاي كتاب زبان را از جمله لغات ، متن ها ، صورت و پاسخ تمرينات و...را بايد بخوانيدو لغاتش را دراوريد، نه اينكه به لغات اخر هر درس اكتفا كنيد.

3-     از معلم خود بخواهيد كه تمام تمرين ها را حل كند.

4-     لغت ها را سعي كنيد با يك يا چند مترمتراد ف انگليسي ياد بگيريد.

5-     لغت هاي متراد ف و متضاد در كنار هم بسيار راحتتر به خاطر سپرده مي شوند.

6-     تست هاي زبان را به صورت مخلوط بزنيد ، نه طبقه بندي شده.

7-     در هنگام زدن تست، چه گرامر باشد و چه درك مطلب و چه تست لغت ، صورت تست و گزينه ها را معني كرده و لغات جديد را فيش برداري كنيد.

     اينكار به شما كمك مي كندكه دايره لغاتتان بسيار وسيع شود ، مخصوصا اگرمنحصرا  داوطلب شركت در كنكور زبان هستيد،انجام اين كار يكي از كارهاي واجب شما خواهد بود.

8-     صحبت كردن در كلاس با همكلاسي ها ، و يا در خانه با يكي از افراد تحصيل كرده ، به زبان انگليسي ، دشوار ولي بسيار مفيد خواهد بود.

9-     لغات مهم را از روي كتاب درسي خودتان ، و در جمله دوره كنيد.

10- لغات مهم را فيش برداري كنيدتا در وقت هاي تلف شده ( اتوبوس ، تاكسي ، انتظار دكتر ، زنگ هاي تفريح و...) بتوانيد مروري بر آنها داشته باشيد.

     اخطار: 

داو.طلبان علاقمند به زبان ، منحصرا به شركت در كنكور زبان اكتفا نكنند، حتما در ازمون رشته اصلي خود نيز شركت كنيد و در كنار ان در كنكور زبان هم شركت كنيد ، چرا كه ظرفيت پذيرش و تنوع رشته در ازمون زبان بسيار پايين است ، و در نتيجه اينكار ريسك خطر ناكي محسوب مي شود.

 

رياضي :

درس رياضي براي رشته رياضي ، مباحث بسيار گسترده و مهمي را شامل مي شود كه بيشترين ضريب را دارد و مهم اينكه در تمامي گروهها ، در بالا و پايين شده رتبه ها فوق العاده موثر است.

مواردي كه بايد در يادگيري رياضي در نظر گرفته شود ، به قرار زير است:

1-     بهتر است رياضيات را از همن سال اول دبيرستان كم كم و پله پله سركلاس خوب ياد بگيريد ، زيرا كه رياضي درسي زنجيره وار است و وقتي كه سنگ بناي يك مبحث را بد بگذاريد ، روي فهميدن و يادگيري خيلي از مباحث ديگر تاثير جبران ناپذيري مي گذارد (قابل توجه دانش امزان سال اول و دوم كه از حالا مي خواهند خود را براي كنكور اماده كنند)

2-     كتب درس رياضي بسيار مهمند، و اين در حالي است كه 99% دانش اموزان رياضي را فقط از روي جزوه و كتاب هاي كمك اموزشي مي خوانند.

3-     براي شروع ، از كتاب سال اول دبيرستان شروع كنيد ( البته چون مباحث ان بسيار ساده است و اكثرا در سال هاي بالا تكرار تكرار شده است ، لزومي ندارد كه خط به خط كتاب را بخوانيد و مثال ها را حل كنيد ، فقط به دوره فرمول هاي ارائه شده و حل تمرين هاي سخت اخر هر مبحث بپردازيد.)

4-     با اين كار ، قشنگ روي غلتك مي افتيد و متوجه مي شويد كه چگونه بايد با كتاب درسي رياضي كنار بياييد و انجام اين كار چقدر مفيد است.

5-     خوب حالا كتاب هاي سنگين تر ، مانند رياضي سال دوم ، امار ، حسابان ، جبر و احتمال ، هندسه ، ديفرانسيل ، گسسته ، تحليلي ( براي رشته رياضيات ، رياضي سال دوم و سوم و پيش دانشگاهي ( براي رشته تجربي و انساني ) را به ترتيب زير بخوانيد :

  ---    تمام متن كتاب را خط به خط بخوانيد.

--- مثال هاي داخل متن را بدون نگاه كردن به حل انها حل كنيد و سپس ، حل خود را با حل كتاب مقايسه كنيد.

--- تمرين هاي كتاب را دانه به دانه بدون نگاه كردن به حل المسائل حل كرده ، و سپس اشكالات خود را از معلمان ، همكلاسي ها و يا ... بپرسيد ، در غير اينصورت ، به دفتر حل تمرين و يا حل المسائل مراجعه نماييد.

--- هيچ گاه فرمول ها را حفظ نكنيد ، زيرا به زودي انها را فراموش مي كنيد ، تازه اگر هم انها را فراموش نكنيد ، نمي توانيد در حل تست ها از انها استفاده كنيد ، چون فقط انها را حفظ كرده ايد و نمي دانيد در چه جاهايي كاربرد دارند.

----وقتي مطلب را از روي كتاب خوانديد و مثال ها و تمرين ها را حل كرديد ، بايد انقدر از ان مطلب تست بزنيد تا تا فرمولها و راه حل ها به همراه كاربردشان ملكه ذهنتان شوند.

---براي دوره و تمرين تست زدن ، از تست هاي كنكور هاي گذشته استفاده كنيد. مثال :شما مبحث تابع را بطور كامل از كتاب خوانده ايد ، حدود 50 تست از اين مبحث انتخاب مي كنيد ، 25 تست اول را بدون در نظر گرفتن زمان و نگاه كردن به پاسخ هاي تشريحي حل كنيد ؛ يعني دقيقا ذهن خود را درگير سئوالات نماييد و راه حل هاي مختلف براي رسيدن به پاسخ درست ، را امتحان كنيد ، بعد از تمام شدن اين 25 سوال به پاسخ تشريحي مراجعه نماييد و پاسخ هاي خود را مقايسه نماييد.

مهم : كنار هر يك از سوالات كه نتوانسته بوديد هيچ راه حلي براي انها ارائه دهيد ، علامت منفي ؛ و كنار سئوالاتي كه آنها را به طور كامل حل كرده ايد ؛ علامت ضربدر ؛ و كنار سئوالاتي كه نصف راه را رفته ايد ؛ ولي بالاخره هيچ كدام از گزينه ها را در نياورديد ؛ علامت مثبت بگذاريد و دست اخر ؛ كنار سئوالاتي كه با راه حل درست ، و با حل انها به پاسخ درست رسيده ايد ، هيچ علامتي نگذاريد.

خوب اين كار چه فايده اي داشته است :

به درد دوره كردن مفيد و سريع ميخورد ؛ يعني در دور دوم كه شما خواستيد اين تست ها را دوباره بزنيد ( حداقل بعد از دو هفته ) به حل تست هاي علامت دار مي پردازيد و هر كدام كدام را كه توانستيد حل كنيد ، علامت كنارش را پاك مي كنيد.

وقتي ميتوانيد بگوييد كه من به كل اين 25 تست با نكاتش مسلط شده ام كه هيچ علامتي كنار هيچ تستي باقي نمانده است .

با اين فرم خواندن و تست زدن ، نه نيازي به حفظ كردن فرمول ها ، و نه نيازي به حفظ كردن نكات تست ها خواهيد داشت ، و نه احساس مي كنيد كه ان تست ها و نكاتشان را پس از مدتي فراموش كرده ايد.

هشدار :

درس رياضي براي رشته هاي تجربي و انساني هم بسيار مهم و نمره اور الست ، در حاليكه خيلي از بچه هاي تجربي و مخصوصا انساني كل درس رياضي ، و يا بخش عظيمي از ان را به راحتي كنار مي گذارند ؛ يعني به زبان ساده اصلا به سراغ ان نمي روند.

شما حتي اگر ، بدون توجه به درس رياضي هم از سد كنكور رد شويد ، در هر رشته اي كه قبول شويد ، به خاطر ضعيف بودن درس رياضيتان ، در دانشگاه با مشكلات زيادي روبرو خواهيد شد.

در مورد درس فيزيك هم قضيه تقريبا مشابه است ، فقط شما بايد به متن كتب فيزيك و تعريف ها و مثال ها هم كاملا توجه كنيد ،  مثال هاي داخل متن و تمرين هاي آخر هر فصل هميشه عينا و با كوچكترين تغييري ، صورت تست ها بوده اند.

اين در حالي است كه 99% دانشاموزان اصلا توجهي به كتاب درس فيزيك ندارند و وقت گذاشتن براي حل تشريحي مثال ها و تمرين ها را اتلاف وقت مي دانند؛ امار نشان داده است كه در سال هاي گذشته فقط معدودي از كل بجه ها به چند سوال مفهومي (‌ تعريفي فيزيكي كه مستقيما از متن كتاب طرح شده بود ‍) پاسخ صحيح داده اند.

توصيه :

البته در مورد دروس رياضي و فيزيك ، اينكه شما درس را سر كلاس خوب گوش دهيد و بفهميد هم مهم است ؛ يعني فكر نكنيد و به خود نگوييد كه اگر درس را سر كلاس نفهميدم ؛ بعدا خودم ميخوانم و ياد مي گيرم . قبل از كلاس ، درسي را كه قرار است داده شود ، روزنامه وار بخوانيد تا پيش زمينه ذهنتان اماده دريافت مفاد ان باشد و در هنگام توضيح مبحث ، امادگي پرسيدن اشكالات و فهميدن كامل درس را داشته باشيد.

و در اخر بجه ها ؛ اين قدر به دنبال فرمول هاي طلايي و نكات نقره اي و راه حل هاي كوتاه و كتاب تست هاي معجزه اسا نباشيد ؛ بلكه كتاب درسي تان را خوب مطالعه كنيد انگاه متوجه خواهيد شد تمامي اين ها را به دست اورده ايد.

منبع: نشريه راه دانشگاه

 

               

با آرزوی سالی خوش و تبریک سال جدید  با هم ازخدا بخواهیم :

خدایا، دلی مهربانترم ده و روانی روشنتر تا به مهر و مردمی پردازم و دلهای مردمان را شاد سازم.
خدایا، فرزانه ترم کن تا جهانبینی بیاموزم و اندیشه های والاتر بدارم. توانایی ام ده تا لبی خندان و گفتاری شیرین بدارم و ناامیدان را امیدوار سازم.
پروردگارا، در آستانه ی سال نو دست نیایش به بارگاه بزرگواریت بلند دارم و به نیایش آستان پر مهرت پردازم.
پروردگارا، بخشش های دیرینت را سپاسگزارم و به داد و جهش و مهرت امیدوار.
سر نیاز به درگاه بی نیازت فرود آورم و از آستان بزرگی ات خواستارم تا مهری فرمایی که اندوه های دیرین را از یاد ببرم، بی مهری مردمان را ببخشایم، چشم از بدی ها بردارم و زیبایی ها و نیکی های جهان را ببینم. دل به آب و گل به اندازه بدارم و از فزونی جویی دست بردارم تا غم و اندوهم کم شود.
خدایا، دلی مهربانترم ده و روانی روشنتر تا به مهر و مردمی پردازم و دلهای مردمان را شاد سازم.
خدایا، فرزانه ترم کن تا جهانبینی بیاموزم و اندیشه های والاتر بدارم. توانایی ام ده تا لبی خندان و گفتاری شیرین بدارم و ناامیدان را امیدوار سازم.
پروردگارا، مرا یاری کن تا همیاری و همنوایی و همدلی بیاموزم و بزرگواری ده تا دستی باز بدارم و به سوی آنان که ندارند دراز کنم.
خدایا، مرا از بیدادگران و رشک بران نگه دار و همراهی ام کن تا بیدادگری نکنم و رشک نبرم، از کسی بد نگویم و به سخن بدگویان گوش ندهم و آنچه بر خود نمی پسندم بر دیگران روا ندارم.
خدایا،مرا از خودخواهی و خودرایی و خودبینی برهان تا در آتش دوزخ خود نسوزم.
خداوندا، خردمندم فرما تا تو را بشناسم و بندگانت را دوست بدارم. تنی سالم و دلی شاد عطا فرما تا گشایشی در زندگی بدارم و به ستایش و نیایشت پردازم و به یاری تو به دیگران مهر ورزم.
پروردگارا، مرا یاری کن تا همیاری و همنوایی و همدلی بیاموزم و بزرگواری ده تا دستی باز بدارم و به سوی آنان که ندارند دراز کنم.
خدایا، مرا از بیدادگران و رشک بران نگه دار و همراهی ام کن تا بیدادگری نکنم و رشک نبرم، از کسی بد نگویم و به سخن بدگویان گوش ندهم و آنچه بر خود نمی پسندم بر دیگران روا ندارم.
خدایا، مرا از خودخواهی و خودرایی و خودبینی برهان تا در آتش دوزخ خود نسوزم.
خداوندا، خردمندم فرما تا تو را بشناسم و بندگانت را دوست بدارم. تنی سالم و دلی شاد عطا فرما تا گشایشی در زندگی بدارم و به ستایش و نیایشت پردازم و به یاری تو به دیگران مهر ورزم.